تبليغاتX
مینا آلبالو

وبلاگ شخصی آلبالو و دوتا بچه هاش
خلسه
 warning!!!

 

همین الان بگم بعدش نگین نگفتی : هرچی اینجا دیدین از چشم خودتون دیدین من مسئولیتی برای نوشته امشب قبول نمی کنم.

نمی خواین ... نخونین.

 

آخی .....

رفتیم عروسی دختر دایی عزیزم.

الان هم توی همون حالت خلسه لذت بخشی که در اثر  خستگی فیزیکی و روانی  گاهی به آدم دست میده به سر میبرم. دلم نمی خواد بخوابم به کسی چه؟ خدا کنه بچه ها بیدار نشن چون از اینجا صداشون رو نمی شنوم!

هستی شگون بد نزنی؟

هستم.

بی خیال خلسه رو بچسب. کاش اینقدر سیر نبودم یه چیزی می خوردم.... مثلا ... آلبالو خشک چطوره ؟ 

نداریم گول خوردی....

ای کاش یکی آنلاین می شد  کمی از خلسه ام رو باهاش تقصیم می کردم. به به دلم می خواد چشمام رو ببندم چشم بسته تایپ کنم. اصلا همین الان این کار رو کردم.

 

ببینم مگه مجبورین اینا رو بخونین؟

 

از سر تا تهش رو جمع کنین چار تا جمله مربوط پیدا نمی کنین.

به به.... به به

به چه قشنگی چه ملوسی ببئی جونم.

خیلی سفیدی و زرنگی  قدرتو می دونم.

 

دخمرام رو بردم عروسی هر دوتاشون مثل دو تا عروسک شده بودن مخصوصا روشن که موهاش رو حصیری بافته بودم و پشت سرش با دوتا گل شینیون کردم.  ماه شده بود بچه ام.

هدی هم عزیز شده بود . اون خانومی هم که گفتن این دختر بدگلی  میناست ، خودشون دختر بدگلی مامانشون بودن .

 

هی هی دلم خنک شد.

 

ولی راست گفتن هدی هنوز قراره خیلی خوشگل بشه ولی وقتی که شد دیگه عروسکی میشه  .. 

           .....

          .....

 

     خوب شما چطورین این روزا چیکار می کنین ؟ کار و بار خوبه ؟ بچه ها خوبن ؟ ببوسینشون .

 

دیگه ....

 

اه هیشکی نمیاد ؟

 

میرما !!!!!!!!!!!

 

دیگه خلسه تموم میشه به کسی نمیرسه.....

 

باشه ضرر کردین همه اش رو تنهایی سر میکشم.

 

تا حالا شده توی اتاق تاریک بشینین و به سکوت شب گوش بدین و به هیچی فکر نکنین؟

 

من الان می خوام برم این کار رو بکنم.  پس شب خوش !

 


  چه خوب صبح شد.

همسایه ها بتن ریزی دارن ...... ما رو گذاشتن روی ویبره  

 پ.ن.۲ : ببینم اشکال از سرور منه یا بلاگ سکای دوباره قاطی کرده؟

2  84/02/30 1:52   مینا آلبالو  | 

فرهاد چو صبرش بود

 

کُه چون کُه بستان کند

 

هر چند خودش می گفت :....

 

 

..... من خسته شدم خیلی 

2  84/02/27 14:47   مینا آلبالو  | 

زنده وار

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری

نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری

 

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد

که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

 

چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان

که به هفت آسمانش نه ستاره ایست باری

 

دل من ! چه حیف بودی که چنین زکار ماندی

چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

 

نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رساند

دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

 

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد

دگر ای امید خون شو  که فرو خلید خاری

 

سحرم کشیده خنجر که: چرا شبت نکُشته ست

تو بکُش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

 

به سر شکِ همچو باران زبرت چه بر خورم من؟

که چو سنگِ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

 

چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی

بگذار تا بمیرد به برِِ تو زنده واری

 

نه چنان شکست پشتم که دوباره سر برآرم

منم آن درختِ پیری که نداشت برگ و باری

 

سرِ بی پناهِ پیری به کنار گیر و بگذر

که به غیرِ مرگ دیگر نگشایدت کناری

 

به غروبِ این بیابان بنشین غریب و تنها

بنگر وفای یاران که رها کنند یاری


تازگی از این شعر هوشنگ ابتهاج خوشم اومده .

دل پر خونی داره بیشتر شعر هاش از همین غم موج میزنه.

البته تا اونجایی که من فهمیدم آدم باید اول خلقتش با دلی از خاک عشق و زلال رقیق محبت آفریده شده باشه که بتونه روزی روزگاری شعر خوبی بگه.

 

اون روزی که خداوند عالم دل من رو می آفرید زلال محبت بود ولی خاک عشق رو تموم کرده بودن مجبور شدن که خاک اره رو با سیریش لجبازی قاطی زلال محبت کنن و سر ته دل منو هم بیارن.

شاید برای همینه که خیلی از شعر سر در نمیارم . و وقتی هم که از شعری خوشم میاد یا حتی عاشقش می شم ، به نظر خیلی ها شعر  سبکی میاد.

بازم خدا رو شکر که زلال محبت تموم نکرده بودن اونوقت چه خاکی به سرم می ریختم؟

 

 

2  84/02/26 8:30   مینا آلبالو  | 

سلام

 

زندگی زیبا می شود اگر تو بخواهی.

پرواز ، می توانی اگر که ....... بخواهی.

 

 

شعر؟

نه!

پس چی؟

2  84/02/24 19:44   مینا آلبالو  | 

سلام

 

فقط می گم ، سفر خیلی خوبی بود .

 

اما بعد...

 

کامپیوتر به خاطر کلکسیونی از ویروس های بی ادب چند وقت بود که درست جواب نمی داد . بعدش به کلی ویس یا صدا ها رو پخش نمی کرد . تحقیق کردیم گفت اصلا وُیس چی هست ؟!!!!!!

دیگه داشت شورش رو در می اورد که سَرورم کاسه صبرش لبریز شد و ویندوزش رو فورمَت کرد. چشمتون روز بد نبینه این طرف کامی این طرف سَرورم ... این بکش اون بکش خلاصه یک وقتی هم با هم به تفاهم رسیدن که وُیس چیه؟ این مزخرفات به چه درد می خوره ؟ اصلا مودم و اینترنت و هزار جور برنامه ای هم که داشتیم هم همه اش باعث منحرف شدن ذهن از الهیات هست و خلاصه هیچی.....

 

ویشت!!!!

 

هیچی نبود!

اصلا یکی نبود یکی نبود غیر از خدا هیشکی نبود!

دیروز به هزار بدبختی توی این کشوی میز که با کمد آقای ووپی رقابت می کنه سی دی مودم رو پیدا کردم و ری اینستال کردم . چون دلم برای اینجا و دوستام خیلی تنگ شده بود ارزشش رو داشت.

 

حالا فقط امیدوارم اون ویروس های بی ادب پاشون دوباره به اینجا باز نشه که حالم گرفته می شه.

ایییییییییییییییش اگه فورمت کردن روهم یاد می گرفتم دیگه غمی نداشتم. البته نه که هوشش رو نداشته باشما!!!!

 

حوصله اش رو ندارم همونجور که حوصله اچتی ام ال یاد گرفتن رو هم نداشتم!

اینم از اعتماد به نفس....

خوب سرتون رو بردم . فعلا اراجیف خوندن بسه.

 

قربون دوستای گلم برم

 

به قول جاهل بازار

 

.................زت

 

2  84/02/17 6:16   مینا آلبالو  | 

سلام
سلام

 

مشهد بودم

 

سفر ۳ روزه ام تبدیل به ۱۲ روز شد ...

 

ما که حرفی نداریم.....

خیلی از کامنت هاتون لذت بردم

 

دعا گوی همه دوستام بودم. جای همه اونهایی که دلشون اونجا بود خالی.

به زودی آپدیت می کنم اگه کامی درب و داغونم بذاره.

 

به زور مودم رو ری اینستال کردم تا بتونم بیام اینجا مسنجرم هم قاطی کرده . بازم خوبه همینقدر تونستم بیام.

 

خداحافظ

2  84/02/16 19:57   مینا آلبالو  |