
|
|
|
|
|
والا بلا خسته شدم حالیته ؟ |
||
|
|
|
|
|
سلام
عیدتون مبارک
یکی از بهترین عید ها رسید و گذشت و باز من در تبریک گفتن کمی دیر کردم
|
||
|
|
|
|
|
گفت رو رو غافلی از سوز عشق از مصیبت های غم اندوز عشق
محنت قرب از فراق افزون تر است هر که او نزدیکتر دلخون تر است
چه جوری بگم ؟
تا وقتی که نرفتی ... ندیدی اون حس کمبودت ناراحت کننده است . همیشه دلت می خواد بری ... ببینی . اما وقتی که رفتی ، دیدی و برگشتی اونوقته که فقدانش رو احساس کنی اونوقته که ناراحتی اش کشنده است . دلت تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ می شه . خفقان آوره .
آره ، درو دیوار بهت فشار میارن . انعکاس افکارت روی دیوارای خونه ..... دلم تنگ شده ... تنگ شده ..... تنگ شده .... شده .... شده .... شده ..... میخوام برم .... برم ..... برم.....
|
||
|
|
تولدم مبارک |
|
|
روزی روزگاری در شهریور ماه سال هزار و سیصد و پنجاه و شش دختری کوچک یعنی تقریبا نوزاد چشم به جهان گشود . پدرش عقیده داشت که او زیبا ترین دختر وی باشد شاید هم به این خاطر بود که خدا دختر دیگری به او مرحمت نکرده بود
سلام
بله امروز پنجم شهریور ماه ۱۳۸۴ . بیست و هشتمین تابستان عمر من رسید
تمام خوشی من اینه که آرزو های کوچک و بزرگی داشتم . به بعضی هاشون رسیدم . به بعضی هاش هم نه. هنوز هم آرزو هایی دارم . شدنی و نشدنی . کوچک و بزرگ آرزوهایی که هیچ وقت بلند گفته نشدن آرزوهایی که فریاد زدم و گفتم
ولی چیزی که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردم وجود دوتا دختر عزیز و دوست داشتنی ام بود که همیشه از خدا به خاطر وجود عزیزشون متشکرم . به خاطر زندگی ام هم همینجور خدایا شکرت
|
||
|
|
شلون احوالکم |
|
|
سلام
این روزا بد جوری دلم هوای زبون عربی رو کرده . دلم لک زده که با دو سه تا دخترا بشینم و با دست و پا و زبون شکسته و بسته عربی محاوره یه جورایی حرفامون رو به هم بزنیم . وسطش از بس که هور و ماهور به هم بافتیم از خنده روده بر بشیم . اینقدر که دیگه سر جامون بند نباشیم . خیلی دلم تنگ شده که اون دختره با اون لهجه شیرینش بگه چطوری مینا خانوم شلون صحتچ ؟ منم بگم زینه الحمدلله . انتی شلونچ؟ بعد هر چی از هر جا دلمون خواست به همدیگه بگیم بدون اینکه مطمئن باشیم طرف کاملا از منظورمون سر در اورده . عجب زبون شیرینیه عربی . و من بی سواد به جز یه کمی حال و احوال چیزی ازش سر در نمیارم. چه زبون شیرینیه وقتی از دهن کسی که به اندازه یه دنیا دوسش داری در بیاد . نگفتم کیا رو می گم. چند تا قوم و خویش عزیز دارم که عراقی هستن . اومده بودن مشهد ما هم رفتیم دیدنشون . چه قدر دلم می خواست الان پهلوشون بودم .
دیدین وقتی آدم کسی رو دوست داره همه چیز رو بهش می بخشه . حتی حاضر می شه که از چیزایی که خیلی دوست داره بگذره و چیزایی که دوست نداره رو چون می دونه اون دوست داره دوست داشته باشه .
کافیه که از همسایه طبقه بالات بدت بیاد . اونوقت کافیه که پایه صندلی اش رو روی زمین بکشه . توی دلت چه چیزا که بارش نمی کنی . برعکس وقتی که همسایه ات رو دوست داری مهمون بچه داری هم که دعوت بکنن اصلا نمیشنوی هیچ تا هر ساعتی هم که طول بکشه ککت نمی گزه . جانمی این اس ام اس که هست که روز جهانی بهترین دوست هاست ؟ .... توی این ۱۰ دقیقه ۶-۷ تاش به دستم رسیده . یعنی می گین میشه به من هم گفت دوست داشتنی ؟ امیدوارم. البته بر و بچ لطف دارن .
|
||