تبليغاتX
مینا آلبالو

وبلاگ شخصی آلبالو و دوتا بچه هاش
پیکنیک
واقعا پيک نيک توی اين هوای بهاری رفتن چه زيباست.
         نسيم ملايمی که لا به لای برگها می وزه و شاخه ها رو به صدا در می آره چه آرامش بخشه. راستی توی اين محيط سبز سبز ديگه نمی شه پايبند اصول و اخلاق شهری بود. جورابهام رو در آوردم و شصت پامو توی علفهای تازه فرو کردم. به که چقدر سردن.
         يه گاز به ساندويچ تخم مرغ و کاهو زدم . برگشتم به طرفت و نگاهت کردم . حيف که تو خام گياه خواری اگه نه يکی هم تعارف تو می کردم.
         با چشمهای آرامت به من زُل زده بودی. اون لحظه همه چيزم رو می دادم که بدونم راجع به من چی فکر می کنی، ول تو اصلا در بند حرف زدن نبودی. فقط همينجور نگاهم می کردی. يه گاز ديگه زدم. اصلا به دهنم مزه نمی داد فقط می خوردم که يه کاری کرده باشم.
         احساس رخوت عجيبی سر تا سر وجودم رو گرفته بود، نگاه خيره تو رو با نگاهم جواب دادم. عکسم توی آينه چشمهای ساده ات منعکس شده بود. بهت لبخند زدم. تو هم همينجور که غذات رو می خودری با گوشه لبت بازی می کردی. يا من به نظرم می رسيد؟ نمی دونم.....
عجبا!!!!
راستی راستی که اسم با مسمايی رو روت گذاشتن!
بزغاله!
آخه ابله توی دشت به اين سر سبزی تو اين کيسه نايلون رو از کجا اوردی نشخوار می کنی؟!

2  84/01/16 2:10   مینا آلبالو  |