تبليغاتX
مینا آلبالو

وبلاگ شخصی آلبالو و دوتا بچه هاش
کبوتر نامه
 

 

صدای بال و پر کبوترا رو دوست دارم.

خانه کودکی من خانه ای خشتی با سقف گنبدی بود. حیاط خلوتی داشت که از بیشتر حیاط های امروزی بزرگ تر بود. یادم میاد که بابا جونم اون روزا کبوتر نگه میداشت. انواع کبوتر های طوقی ، پر پا ، مَلٌقی .....

حتی کبوتر های چاهی وحشی هم میومدن مهمون ما می شدن. دور تا دور این حیاط خلوت ما رو بابام سوراخ هایی توی دیوار گذاشته بود که کبوترا توش خونه می کردن. یکی دو تا از این سوراخ ها بالای سقف اتاق من بود. من هر صبح با هوهوی ملایم کبوتری که واسه بچه هاش غذا اورده بود از خواب بیدار می شدم .

چک چک بالشون هنوز توی گوشمه ، هنوز وقتی که صدای چکاچک بال کبوتری رو می شنوم در رویا های کودکی ام غرق می شوم. هنوز وقتی که کبوتری رو در بند می بینم دلم به حالش ریش می شه. اون موقع ها کبوتر های ما برای خودشون سلطنتی داشتن. هیچکدوم پشت میله های قفس نبودن. تنها ظلمی که به نظر من اون موقع ها بهشون می شد وقتی بود که بابا جانم تازه اونا رو از کسی گرفته بود . اون وقت مینشستم کنارش و کارش رو نگاه می کردم. بابام به غیر از شاه پر های سر بال کبوتر همه پرهای عقبی بال کبوتر رو می کند . دلم خیلی واسه شون می سوخت . ولی بابا جونم می گفت این پر ها باز در میاد. توی این فرصت کبوتر وقت داره که اینجا رو به عنوان خونه جدیدش بشناسه.

حتی اون موقع هم کبوترای ما توی قفس نبودن.

اتاقک کوچکی ته حیاط خلوت ما بود که بالای درش سوراخ کوچکی برای ورود و خروج کبوترا باز بود. توی این اتاقک آب و دانه براشون محیٌا بود.

از بچگی شنیده بودم که صدای بال کبوتر شیطون رو از خونه آدم دور می کنه. اون رو باور دارم چون صداش من رو یاد فرشته ها می اندازه. صورت کبوتر معصومیتی داره که مثلا صورت گنجشک یا فاخته اون حالت رو نداره.

وقتی که یکی از کبوتر ها بچه دار می شد من یه نردبام می گذاشتم زیر سوراخی که لانه اش رو اونجا گذاشته بود و ازش بالا می رفتم. خوب یادمه که وقتی ما رو می دید چطور برای دفاع از جوجه هاش پرهاش رو باد می کرد و صدا های تهدید آمیز از خودش در می اورد. اگه هم کسی جسارت می کرد و دستش رو توی سوراخ فرو می کرد، یک نوک جانانه به دستش می زد. جوجه های کبوتر اولش خیلی زشتن . بدن کم پر و گردن باریک و بلند و سری که به تنش سنگینی می کنه ، و یک نوک بزررررررررررررگ .

بعدش به زودی تبدیل به موجود زیبایی می شن که همیشه دل من رو می بره.

یادمه یه بار گفتم که دلم می خواست محقق حیوانات بشم. خصوصاٌ پرنده ها.

2  84/01/16 2:12   مینا آلبالو  |