تبليغاتX
مینا آلبالو

وبلاگ شخصی آلبالو و دوتا بچه هاش
اسمهای مجازی
- سلام

۲- سلام

۳- سلام


۴ - داشتم فکر می کردم ( خداييش وب گردی بعد از خانواده ام خيلی فکرم رو مشغول کرده )

... بله داشتم فکر می کردم که اينهمه دوستان وبلاگر مختلف اينور و اونور ايرون و حتی خارج از ايرون پيدا کرديم با اسمها و علائق مختلف . و اين خيلی برای من مهمه! چون من بيرون از اين دنيای مجازی زياد در روابط اجتماعی قوی نيستم ، و به همين چند نفر دوست صميمی که دارم اکتفا می کنم.

به اسمها اشاره کردم.

اسمها هم توی دنيای مجازی قوانين خودشون رو از دست ميدن. مثلا:

۱- خودم ( ميناآلبالو) !!!!!!!
منو اينجور نبينين يول و قاطی هستم . توی زندگی واقعی واسه خودم خانومی ام! با شوهر و دو تا دختر دسته گل که همه اش مواظبم همه جا تر و تميز و خوشگل و خوش لباس ببرمشون.

 حالا اگه توی زندگی عادی خودم يکی ( خصوصا يه آقايی ) بياد به من بگه آلبالو خانوم،‌ اينقدر تعجب می کنم که شايدم شاخ در بيارم!

۲-
مسيح عادی... خوب اين آقا مسيح خودش ادعای عادی بودن ميکنه. در حالی که وبلاگ خيلی خاصی داره . و از نظر معلومات اجتماعی و عمومی هم عاليه نه ( عادی‌ ) . اونجور که پاتوق من شده . حالا بازم مياد اينجا و شکسته نفسی ميکنه که : اين حقير عادی اينجور و اونجور.

۳-
ديوانه!!!!!!! شرط می بندم که ديوانه عزيز خيلی هم آدم افتاده و سنگين و رنگينی باشه . حالا با دوست و رفيق و به اصطلاح بر و بکس کاری نداريم که منم گاهی ديوانه بازی ميکنم. جلو استاد و همکار و رئيس که ديگه ديوانه نيست. 
 

    تازه کلی هم عاقله اينو الان يک ساله که بهش می گم به خوردش نميره

۴
-پيچک! خوب اين رفيقمون قديما اين اسمش خيلی بهش می اومد! آخه خيلی اجتماعی بود و يکسر به حرفای وبلاگر های ديگه که يکيشم من باشم گير سه پيچک  می داد. ولی باز هم فکر نکنم توی خونه  رفيقاش صداش کنن پيچک ، دروغ ميگم؟

۵ - از همه جالب تر
تاتار خانوم خودمون که اسم خودش رو گذاشته موش زشت! با او تربچه خوردنيش

۶- ديگه ... ديگه....

 پت و مت رو که می شناسين ؟ همون کارتون جالب تلويزيون که حالا وبلاگ باز کردن!

ريلای خودمون که می گه دختر آن شرليه!

 اودی ....  نونو.... ققنوس ...و نازنين..  و .... و..... .و ......

 

                           

 

 

خوب من اين پست رو با دوستی مجازی شروع کردم و با اسمهای مجازی تموم.

ولی اين قصه ايه که اگه می خواستم تا آخرش بنويسم هم دستم از کار می افتاد و هم چشم شما!

( دور از جون)

فعلا خداحافظ دوستای گلم.

يا به قول مسيح عادی :

سر بلند بمونيم و ايرونی.


پيوست : خوب ... از روی نظری که دوستمون آقای مسيح عادی  برام دادن ، بازم فهميدم که نظرم رو نتونستم درست بيان کنم! ( چه قدر ادبی شدم!)

 حالا نظرم رو به صورت يه نظر ( کامنت) آلبالويی مينويسم.

ميناآلبالوی عزيز! جالبی اين دنيای مجازی به همينه ديگه ( يول!)  اينه که ميتونين قوانين جديدی توش اجرا کنين ( تا وقتی که احترام اونای ديگه رو نگه دارين) می تونين دوستتون رو حتی اگه يه خانوم متشخص باشه( آلبالو)  و اگر  يه آقای متشخص باشه ( ديوانه) خطاب کنين!( بازم مشروط به اينکه احترام طرفتون رو نگه دارين!)

      - ديگه اينکه ميتونين نظرتون رو روش فکر کنين و بعدش بگين نه مث دنيای حقيقی آدم مجبور باشه که همون موقع هرچی به ذهنش رسيد بگه. حتی می تونين نظرتون رو روش يه روز يا يه هفته فکر کنين .
     - جواب اودی هم اينه که جونم عمرم تو مگه بده که هم حقيقی باشی و هم مجازی!
                                               - اونای ديگه هم می تونن دوست من باشن چه حقيقی چه مجازی. اين تنها هنر منه توی اين دنيا! هنر ديگه ای ندارم جز دوست داشتن!

                                بازم
                                     
                                           سربلند بمونين و ايرونی 

                                                                                         دوست شما
                                                                                                      
  مينا آلبالو


حالا که اينجايين اينم فتو وبلاگ بسيار قشنگ دانشجويان ايرانی مقيم بريتانيا که پيشنهاد ميکنم حتما ببينين. به خصوص با عکس بامزه و خوشگلی که اين دفعه ای گذاشتن:)(از وبلاگ زهرا)



2  84/01/16 2:13   مینا آلبالو  |