تبليغاتX
مینا آلبالو

وبلاگ شخصی آلبالو و دوتا بچه هاش
من کیم؟
 

سه شنبه 2 هفته بعد....

بازم سلام من مثلا بر گشتم.

اینجام تو خونه. ولی تلفن نداریم که من" کانکت" بشم... اه ه ه ه ه ه........ بخشکی شانس. معلوم نیست تلفون ها رو قطع کردن چه گورشونو بکنن؟؟

آخه مگه نمی فهمن من چقدر دلم واسه وبلاگم تنگ شده؟ می دونین؟ واسه وبلاگم هم نه! واسه پیغام هام. آخه وبلاگ رو که همه شو حفظم. کافیه چشمامو ببندم همه شو ببینم. دیگه به کافی نت هم نمیرم. اونجا یه جوری بهت نیگاه می کنن مثل اینکه الان از مریخ اومدی. آخ..... بابام در اومد تا رفتم یه سر به وبلاگم زدم. قبلش دو سه بار تا درش رفتم زود بر گشتم. دیگه هم نمیرم. الان هم که این چرت و پرت ها رو مینویسم از حرسمه ... اصلا این چه وقت کابل عوض کردن بود من نمی فهمم؟؟

خدا کنه زود وصل بشه.

حالا بذارین از سفرم بگم.... به به ....خیلی خوب بود. از تعطیل 22 بهمن دیگه پامو از شهرمون بیرون نگذاشته بودم.آخ که اگه من چند ماه سفر نرم تو خونه میپوسم. بابا چقدر خونه داری؟ چقدر بچه داری؟ گرچه من میمیرم واسه روشنی ام. خلاصه مرغ دل رو یه کم پروندیم. یه کم از همه چیز ... مشهد و تهران و ( لطفأ بعضی ها گله نکنن که چرا سر نزدی؟ نشد...) دیگه یک کمی ایران گردی و در ضمن خرید بعضی وسایل واسه خونه.

جانمی... خوش گذشت....

سوغاتی؟؟؟؟

چی باشه خوبه؟

سوهان قم و گز اصفاهون و زیره کرمون و زعفرون مشهد که قابل این حرفها نیست. توی تهرون هم که پره از هوای آلوده به دود.( نه که جاهای دیگه نیست؟!) همین شهر خودمون. واه، واه.

ولی با همه این حرفها قربون ولایت خودمون، هر کسی تو خونه خودش از همه جا راحت تره. من که اینجوری ام.

خدا کنه زود وصل بشه.

من الان دارم میرم فیلم ماتریکس ریلودد رو که از سفر خریدم ببینم. باز هم بر می گردم که واسه شما آسمون ریسمون ببافم. قربون دایی.

........امروز فرداست،.......... این تلفن ما همچنان قطع تشریف داره. ولی من از رو نمیرم، همینجا درد دل هامو میکنم.

آخی....... جونم برات بگه آبجی..... داشتم چی میگفتم؟؟

آقا.. این آقای ماتریکس 2 پاک آب پاکی روی دست ما ریخت. هر چی از ماتریکس 1 خوشم اومد از این یکی اصلا. این نیو ی بیچاره که عین سوپرمن فقط بلده پرواز کنه. با اندک جلوه های ویژه تونستن فیلمشون رو سر پا نگه دارن. خلاصه اش هم تمام فیلم مقدمه ای بود برای فیلم 3 که امیدوارم از این یکی بهتر باشه.

خدا کنه زود وصل بشه.

حوصله ام سر رفت، این کابل برگردون، یا نمیدونم چی چی تلفن کی تموم میشه؟ دیگه چی بگم؟

آها ، دوست دارین یک کم از خودم بگم؟ که من کیم؟

یا به قول یاس عزیزم " کیم من؟"

تابستان 1356 در یک روز مبارک و عزیز ، با یک فریاد جانانه چشم به دنیا گشودم. از همون موقع بهترین دختر بابام بودم، ( چون طفلکی ها دختر دیگه نداشتن ) اینقدر بچه خوب و کم توقعی بودم که یک روز اوایل بهار، بابا و مامانم رو مجبور کردم برام تولد 5/3 سالگی بگیرن . نازی... آخه سالی یکبار جشن تولد واسه من کم بود.

مدرسه هم که میرفتم از درس و مشق خبری نبود... معلم ها هم همگی دیگه به این روال عادت کرده بودن...چرا اخراجم نمی کردن؟؟؟ نمیدونم والا. ولی احتمالا دلیلش این بود که همیشه توی امتحان نمره مو می اوردم .

ولی دلیل هایی که می اوردم واسه مشق ننوشتن یادمه... خانم اجازه به خدا نوشته بودم از توی سوراخ کیفم افتاد( حالا بماند که کیفم سوراخی نداشت.) یا هفته ای سه روزش رو چون شب مهمون داشتیم نتونستم مشقامو بنویسم...

این از مدرسه

ولی کلاس های خصوصی زبان و اینها رو نه، باید می نوشتم . شوخی بردار نبود.

این رو قبلا هم گفتم که 3 تا داداش دارم شاه نداره ، اگه داشت از ایرون نمی رفت .

18 سال داشتم که نامزد کردم، اون موقع لیسانس وظیفه بود. 20 سالم هم بود که ازدواج کردم . از ازدواجم هم تا دلتون بخواد راضی هستم . الانش هم که دارم کم کم 26 ساله میشم 1 دختر 4 سال ونیمه دارم ، که بهترین و خوشگل ترین دخترم هم هست (چون اونم مثل مامانش یکی یکدونه ست )

امروز پس فرداست. آخ جون تلفن وصل شد الان میپرم میام.

 

2  84/01/16 2:6   مینا آلبالو  |